تحقق یک رویا همای سعادت در آغوش سیمرغ

تحقق یک رویا همای سعادت در آغوش سیمرغ

تحقق یک رویا همای سعادت در آغوش سیمرغ

مدل کودک: کسی چه می داند اگر «سیمرغ»، زال را زیر بال و پر نمی گرفت و او را بزرگ نمی کرد، حالا داستانِ یکی از بزرگ ترین اسطوره های کشورمان، یعنی «رستم» به گوش ما می رسید یا نه؟ زال و سیمرغ داستان آشنای کودک رها شده و دارای نقص ژنتیکی است که حالا همین قصه از سه سال قبل به سرلوحه ای برای اجرای طرحی به نام «آغوش سیمرغ» تبدیل گشته تا خانواده ها نیز با پذیرش خردسالان بی سرپرستِ دارای بیماری خاص، سرنوشت بهتری برای این خردسالان و کشور رقم بزنند.
به گزارش مدل کودک به نقل از ایسنا، برنامه آغوش سیمرغ، همان طرحی است که از سال ۱۴۰۱ توسط سازمان بهزیستی اجرا شد و در کنار آن، دیگر تحولات قانونی در حوزه فرزندخواندگی طی دو سال گذشته، راهی شد برای تسهیل روند واگذاری خردسالان بی سرپرست به خانواده های متقاضی فرزندخواندگی.
بررسی سیر تحول قانون های در ارتباط با فرزندخواندگی در ایران به علت چالشی بودن موضوع، با پیچ و خم های زیادی همراه بوده و مفاد قانون ابتدایی درباب خردسالان فاقد سرپرست موثر و قیمومیت آنان که نقطه عطفی برای تغییر مسیر این دسته از خردسالان به حساب می آید، نخستین قانونی می باشد که به منظور تامین منافع مادی و معنوی خردسالان بی سرپرست در سال ۱۳۵۳ به تصویب رسید. با تصویب قانون پشتیبانی از خردسالان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست در سال ۱۳۹۲ اما، پروسه فرزندخواندگی مسیر دیگری یافت، به طوریکه با عنایت به وضعیت اقتصادی خانواده و همین طور صلاح کودک، واگذاری فرزند با نظر قاضی تعیین می شد و حتی واگذاری خردسالان بی سرپرست به خانم های مجرد بالای ۳۰ سال که می توانند فقط فرزند دختر را به فرزندخواندگی بگیرند، میسر و به عبارتی فرزندپذیری تاحدودی تسهیل شد.
با این حال، بازهم این قانون هم نیازمند مکمل هایی بود، چونکه در ماده ۳۶ قانون پشتیبانی از خردسالان بی سرپرست و بدسرپرستِ مصوب سال ۱۳۹۲ اعلام گردید که به منظور انجام صحیح مسئولیت پذیرش، نگهداری و مراقبت، حضانت و سرپرستی خردسالان بی سرپرست و بدسرپرست توسط سازمان بهزیستی کشور و اختیار واگذاری سرپرستی آنان به خانواده های حائز شرایط و موسسات، آئین نامه های اجرائی این قانون با پیشنهاد وزارت خانه های تعاون، کار و رفاه اجتماعی، دادگستری و کشور طی سه ماه از تاریخ تصویب این قانون تهیه و به تصویب هیات وزیران برسد.
بااینکه این ماده قانونی دارای چند محور درباب وظیفه‌ی صحیح نگهداری، مراقبت، حمایت و سرپرستی از خردسالان بی سرپرست و بدسرپرست بود، اما ظرفیتی که در آیین نامه بود، درباره‌ی اختیار واگذاری سرپرستی به خانواده های حائز شرایط و موسسات خانواده محور بوده است؛ در واقع طبق آن چه که سیدعلی کاظمی، دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک به ایسنا گفته بود، شیوه کار بر این منوال بود که سازمان بهزیستی پس از دستور مقام قضایی، خردسالان را در مراکز خود یا در مؤسساتی که با مجوز سازمان بهزیستی فعالیت می نمایند، نگهداری می کرد و این درحالی بود که مطالعات انجام شده، نشان می داد نگهداری از خردسالان به شکل اردوگاهی به ساحت­ های مختلف سلامت این خردسالان لطمه رسانده و سبب بروز اختلالات در سلامت جسمی مانند مشکلات بلع و برخی اختلالات در سلامت روان کودک مانند دلبستگی ناایمن و برخی اختلالات دیگر در سلامت اجتماعی کودک بخصوص در مورد اعتماد به نفس و مهارت­ های ارتباطی می شود.
برای تغییر این روند اما، سازمان بهزیستی و مرجع ملی حقوق کودک وزارت دادگستری و دادستانی کل کشور به شکل مشترک پیشنهاد اولیه ای ارائه دادند که به سبب آن در مدتی که مقرر است خردسالان بی سرپرست یا بدسرپرست در مراکز بهزیستی به سربرند، وارد خانواده ها شوند یا به عبارتی “مراقبت موقت” صورت گیرد و در این راستا هم پیشنهادی برای الحاق یک ماده به آیین نامه اجرائی این قانون صورت پذیرفت. در این مصوبه چند اتفاق افتاد؛ اول آنکه موسساتی جدید شکل می گیرد که الگوی مراقبت آنها از خردسالان به روش خانواده محور است و جایگزین روش های اردوگاهی و گروهی شود و دوم این که در گذشته نظارت بر نحوه نگهداری در مراکز و موسسات بر عهده‌ی سازمان بهزیستی و مراجع قضایی بود، اما به سبب اصلاح این آیین نامه و با عنایت به دغدغه هایی که در مورد کیفیت نگهداری این کودک وجود دارد، علاوه بر سازمان بهزیستی و مراجع قضایی، مرجع ملی حقوق کودک نیز بر پروسه مراقبت از اطفال نظارت می کند و این موضوع شرایط بهتری برای کودکانی که در اختیار خانواده ها هستند فراهم می آورد و سوم این که خانواده های شایسته امکان نگهداری خردسالان بی­ سرپرست و بدسرپرست را خواهند داشت و ضمن روند تایید صلاحیتی همسان و چه بسا دشوارتر برای خانواده، شرایط دشوار فرزندخواندگی مانند بنام کردن اموال بر این پروسه حاکم نخواهد بود. در نهایت هم شهریورماه سال ۱۴۰۲ شیوه نامه مراقبت موقت از خردسالان بی سرپرست و بدسرپرست توسط وزیر دادگستری تصویب و برای اجرا به سازمان بهزیستی ابلاغ گردید که به سبب این شیوه نامه، مؤسسات و مراکز نگهداری از خردسالان بجای اقامتگاه دائمی به معبری برای حضور خردسالان بی سرپرست و بدسرپرست به «خانواده » تبدیل شدند.
نتایج این اقدامات، افزایش حضور خردسالان در خانواده ها و کاهش معنادار تعداد خردسالان شیرخوارگاه های سراسر کشور بود که این اتفاق برای اولین بار در انتها اسفند سال ۱۴۰۲ رقم خورد؛ اتفاقی که به علت افزایش تعامل بین بخشی میان دستگاه قضایی و سازمان بهزیستی و همین طور آمادگی خانواده های متقاضی برای پذیرش کودکانِ فاقد سرپرست موثر رقم خورده است.
اما از آنجاییکه اغلب خانواده های متقاضی فرزندخواندگی خواهان پذیرش خردسالان دارای سلامت کامل هستند، علاوه بر این اقدامات قانونی، سازمان بهزیستی از دو سال گذشته، به جهت اینکه خردسالان بی سرپرست دارای بیماری خاص نیز همچون سایر خردسالان در آغوش خانواده بزرگ شوند، فراخوانی برای فرزندخواندگی خردسالان دارای بیماری و معلولیت داد که بر طبق آن، در صورتیکه خانواده های متقاضی فرزندخواندگی، متقاضی خردسالان دارای معلولیت یا بیماری خاص باشند پروسه این واگذاری برای آنها در صورت تایید صلاحیت و شایستگی خانواده، از پذیرش خردسالان دارای سلامت، کوتاه تر خواهد بود. این به معنای واگذاری خردسالان دارای نیازهای خاص به هر بهایی به خانواده ها نیست بلکه نیاز است صلاحیت این خانواده ها فراتر از خانواده های دیگر بررسی شود. در این خصوص اما، حمیدرضا الوند، مدیرکل دفتر مراقبت و توانمندسازی خردسالان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور به ایسنا، می گوید: از آنجاییکه بطور کلی تمایل خانواده های متقاضی فرزندپذیری برای به سرپرستی گرفتن کودکانِ نوزاد و کم سن بیشتر است، از سال ۱۴۰۱، با پیشنهاد رییس وقت سازمان بهزیستی برای قدردانی از خانواده های فرزندپذیرِ دارای معلولیت و بیماری خاص، طرح سیمرغ افتتاح شد تا از این طریق نسبت به فرزندپذیری این خردسالان نیز فرهنگ سازی شود.

فرزندخواندگی ۷۵۰ کودکِ بیمارِ بی سرپرست طی دو سال
وی ضمن اشاره به میزان اثرگذاری اجرای طرح سیمرغ بر میزان فرزندپذیری خردسالان و نوجوانانِ بی سرپرست دارای معلولیت، می افزاید: آمار کودکانی که از راه فرزندخواندگی به آغوش خانواده می روند به تفکیک معلولیت و شرایط جسمانی وجود ندارد، اما بر طبق آمار از سال ۱۴۰۱ تا سال ۱۴۰۲، ۵۵۰ کودک بی سرپرستِ دارای معلولیت یا بیماری خاص به آغوش خانواده رفتند که این رقم امروز به ۷۵۰ کودک رسیده است؛ به عبارتی از سال ۱۴۰۱ تا حالا ۷۵۰ کودک بی سرپرستِ دارای معلولیت یا بیماری خاص به آغوش خانواده رفته اند.
مدیرکل دفتر مراقبت و توانمندسازی خردسالان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور در ادامه به دنبال ابلاغ شیوه نامه مراقبت موقت از خردسالان بی سرپرست و بدسرپرست از فعالیت مؤسسات خانواده محور در راستای توسعه و تسلی کارهای خیرخواهانه حول محور فرزندخواندگی خبر می دهد و می گوید: با ابلاغ شیوه نامه آیین نامه اصلاح قانون پشتیبانی از خردسالان بی سرپرست و بدسرپرست، مقرر شد تا طرح میزبان موقت به اجرا درآید. در این طرح خانواده های علاقمند و واجدشرایط می توانند خردسالان و نوجوانان بی سرپرست یا بدسرپرست مراکز زیر پوشش این سازمان را موقتاً نگهداری کنند و میزبان آنها باشند. در این راستا نیز مراکز نگهداری از خردسالان به مؤسسات خانواده محور تبدیل شدند تا به واسطه فعالیت این مراکز، خانواده های متقاضی خردسالان بی سرپرستِ دارای بیماری خاص یا معلولیت شناسایی شده و زمینه و بستر آن برای سرپرستی فراهم گردد.

هر کودک بی سرپرست ۲۵ متقاضی فرزندخواندگی دارد
الوند در تشریح بیشتر طرح میزبان موقت، می افزاید: از آنجاییکه در کشور برای هر کودک حائز شرایط فرزندخواندگی به صورت میانگین ۲۵ زوج در نوبت هستند و به عبارتی تعداد متقاضیان از تعداد خردسالان حائز شرایط فرزندخواندگی ۵ برابر بیشتر است، طرح میزبان موقت، بیشتر با اولویت فرزندپذیری برای خردسالان بی سرپرست با گروههای سنی بالای هفت سال و بیمار بوده است.
وی یادآور می شود: در ادبیات حقوقی حوزه سرپرستی دو واژه «سرپرستی دائم» و «سرپرستی موقت» وجود دارد؛ مفهوم اجتماعی سرپرستی دائم فرزندخواندگی و مفهوم اجتماعی سرپرستی موقت، خانواده امین یا امین موقت است. در واقع، با اصلاح و بازبینی قانون پشتیبانی از خردسالان بی سرپرست با ۱۷ ماده که فقط به بحث سرپرستی دائم یا فرزندخواندگی اشاره داشت، این قانون در سال ۱۳۹۲ اصلاح گردید و با رویکرد توسعه و گسترش ابعاد سرپرستی، به ۳۷ ماده رسید. ماده ۱۰ این قانون صراحتاً به تمامی قضات اجازه داده حکم سرپرستی موقت برای افراد حائز شرایط و خانواده های حائز شرایط را فراهم آورد.

۸۷ درصد کودکانی که در مراکز شبه خانواده نگهداری می شوند، بدسرپرست اند
بنابر اظهارات وی، بالاتر از ۸۷ درصد کودکانی که در تمامی مراکز شبه خانواده نگهداری می شوند، بدسرپرست هستند و به استناد قانون برخاسته از نظام مقدس اسلام، کودکانی که پدر و مادرشان در قید حیات هستند یا ولی قهری آنها زنده است، به هیچ عنوان نمی توانند با عنوان سرپرستی دائم به آغوش خانواده های متقاضی فرزندپذیری بروند، اما از راه سرپرستی موقت، سرپرستی کودک حائز شرایط با حفظ هویت خانوادگی برای مدتی مشخص و با نظارت سازمان از راه دستگاه قضایی و مراجع ذی صلاح قانونی با سیاست بازپیونده به خانواده، به افراد حائز شرایط واگذار می شود.
به گفته وی، بطور کلی بالاتر از ۸۷ درصد خردسالان بهزیستی بدسرپرست اند که شرایط سرپرستی دائم یا فرزندخواندگی را ندارند، این درحالیست که ۱۳ درصد از خردسالان بهزیستی دارای شرایط فرزندخواندگی هستند که از این ۱۳ درصد، حدود ۲ درصد گرفتار معلولیت هستند که رقمی معادل ۱۲۰ کودک را شامل می شود. طرح آغوش سیمرغ کمک می نماید تا این خردسالان به آغوش خانواده های متقاضی وارد شوند. از همین رو، با توجه به رویکرد طرح آغوش سیمرغ و اثرگذاری آن بر فرزندخواندگیِ خردسالان دارای بیماری خاص یا معلولیت، سازمان بهزیستی در سال آینده نیز به شکل جدی اجرای این طرح را در دستور کار قرار می دهد.

دو روایت از مادران فرزندپذیرِ دارای بیماری خاص
در ادامه این گزارش اما، روایت هایی از خانواده های فرزندپذیرِ کودکِ دارای معلولیت یا بیماری خاص را می خوانید که متقاضی فرزندپذیری خردسالان بیمار یا معلول بوده اند.
«ما سر سفره این بچه ها روزی می خوریم»؛ این را زنی می گوید که ۴ کودک بی سرپرست را به فرزندخواندگی پذیرفته و طعم مادری را با به آغوش گرفتن آنها چشیده است و حالا هم میزبان کودکی دیگر، با شرایط بیماری خاص بعنوان میهمان است.
به جز «فرزنداول»، دیگر فرزندان این خانواده دارای بیماری های خاص، پیگیری درمان و معلولیت و تاخیر رشدی و اختلالات داخلی هستند. نخستین کودک شان، پسری چهار ماهه بود که او را به سرپرستی گرفتند. کودک دوم شان با جنسیت دختر هم در یک سال و نیمگی این فرزند، این دفعه به پیشنهاد سازمان بهزیستی از میان خردسالان بی سرپرستِ دارای بیماری خاص، به فرزندیِ آنها درآمده است. فرزند سوم شان اما، کودکی ۷ ماهه بود که او هم دارای معلولیت از ناحیه دست و برخی موضوعات درمانی دیگر بود. بعد از آن برای تکمیل جمع خانواده و به جهت اینکه دخترشان بتواند درد و دل خواهرانه اش را با کسی درمیان بگذارد، دختر ۴ ساله دارای بیماری خاص و احتیاج به کار درمانی به جمع خانواده شان افزوده شد که با حضور او و پدر و مادر، این چنین خانواده ای ۶ نفره شکل گرفت.
حالا اما، چند ماهی است که این خانواده، پیگیر حضور فرزند دیگری در خانه شان هستند؛ کودک یک سال و ۹ ماهه ای که از هشت ماه پیش، با شرایط ویژه ـ به شکل میهمان ـ به فرزندی این خانواده درآمده است.
“سیده فاطمه”، مادر این پنج کودک می گوید «هدف من و همسرم داشتن فرزندان زیاد و تشکیل خانواده ای پرجمعیت بود؛ پس از فرزند اولی که به سرپرستی پذیرفتیم، فکر کردیم کودکانی بی سرپرست و البته خردسالان بی سرپرست دارای معلولیت باید همچون سایر خردسالان در یک خانواده واقعی زندگی کنند. بعضی خانواده ها به خواست خدا، بطور طبیعی یا با درمان صاحب فرزند می شوند، اما خانواده فرزندپذیر با پیمودن مراحل قانونی و اداری صاحب فرزند می شود. خانواده فرزندپذیر در این فرآیند باید تشکیل پرونده دهد، سوء پیشینه بگیرد، آزمایشات اعتیاد و الکل دهد، مصاحبه شود، مشاوره انجام دهد و در نهایت منتظر کمیته و رای دادگاه باقی بماند؛ در نهایت باید اثبات کند که می تواند مادر و پدر خوبی برای فرزند باشد و آتیه کودک را تامین می کند تا کودک در شرایط رفتاری، اجتماعی و فرهنگی مناسب رشد کرده و به تکامل برسد؛ این تفاوت «خانواده دارای فرزند زیستی» با «خانواده فرزندپذیر» است.»
حالا ۱۱ سال است که “سیده فاطمه” و همسرش “محمدرضا”، نخستین قدم را در راه رسیدن به هدف خود برای تشکیل یک خانواده پر جمعیت برداشته اند. آنها در این زمان با حضور پنج کودک، حال و هوای دیگری در خانواده پرجمعیت شان تجربه می کنند. در این راه بااینکه برای هر فرزند سیر مراحل را از اول پشت سر گذاشته اند اما از این نکته هم نمی شود غافل شد که در زمینه فرزندخواندگی برای خردسالان نیازمند درمان که سن آنها ۴ سال به بالا است، ضمن پشت سر گذاشتن مراحل- طبق ضوابط سازمان بهزیستی این فرآیند در کوتاهترین زمان ممکن یعنی حدود ۶۰ تا ۷۰ روز طی شده؛ اتفاقی که سبب می شود دوره انتظار برای خانواده و کودک کوتاه تر شود و اینطور سازمان بهزیستی رویای سیمرغ را به واقعیت تبدیل کند.
“زهرا” و همسرش نیز زوج دیگری هستند که با فرزندپذیری سه کودک بی سرپرست، خانواده خودرا بزرگتر کرده اند؛ زوجی که حتی قبل از ازدواج هم در صحبت هایشان به یکدیگر مطرح کرده بودند که اگر روزی صاحب فرزند زیستی شدند، در کنار آن، خردسالان بی سرپرست را هم به سرپرستی بگیرند.
با این وجود اما، آنها چند سال پس از ازدواج مبادرت به فرزندآوری می کنند و هر بار در دوران حاملگی “زهرا”، فرزندشان سقط می شود، بنابراین تصمیم می گیرند از راه فرزندپذیری طعم پدر و مادری را بچشند. “زهرا” در اینباره می گوید: « به جهت اینکه از راه فرزندخواندگی صاحب فرزند شویم، تصمیم گرفتم مطالعه کنم و اطلاعاتم را بالا ببرم تا این که یک روز یک مطلبی درباره ی فرزندپذیری خردسالان نیازمند درمان را در یکی از صفحات شبکه های اجتماعی خواندم؛ مطلبی درمورد این که چندان متقاضی برای فرزندخواندگی این خردسالان وجود ندارد. از همین رو، این مورد رو با همسرم مطرح کردم و با موافقت ایشان، درنهایت برای فرزندپذیری خردسالان بی سرپرست دارای بیماری خاص اقدام کردیم.»
در نهایت در سال ۱۳۹۹، “زهرا” و همسرش با خردسالان ۱۰ ماهه دوقلوی پسری که به خاطر چند عمل جراحی و مبتلاشدن به فلج مغزی نیازمند درمان بودند، آشنا می شوند. زهرا درباره ی فرآیند درمان و فرزندپذیری این خردسالان می گوید: «بعد از آشنایی با این خردسالان مان، نزد پزشکان متخصص اعصاب مراجعه کردیم. متخصصان گفتند که اگر این خردسالان تحت درمان قرار گیرند شرایط خوبی به دست می آورند، در غیر این صورت در بخش معلولان بهزیستی می مانند و زندگی نباتی خواهند داشت. بنابراین تصمیم گرفتیم فرندخواندگی این خردسالان را بپذیریم و در این خصوص برای فرزندخواندگی این خردسالان به اداره کل بهزیستی استان خراسان شمالی که خردسالان در آن استان نگهداری می شدند درخواست دادیم.»
با همکاری استان خراسان شمالی، درنهایت بعد از کمتر از سه ماه یعنی ۲۷ اسفندماه سال ۱۳۹۹، این خردسالان به آغوش “زهرا” و همسرش رفتند تا این خردسالان هم همچون سایر خردسالان طعم داشتن پدر و مادر را بچشند. “زهرا” می گوید: «به مدت ۲ سال، سه بار در هفته برای بهبود فرزندان مان به کاردرمانگر مراجعه می کردیم و در طول این ۳ سال نیز چند عمل جراحی بر روی آنها انجام شد.»
علاوه بر این دو کودک، ۲۰ شهریورماه امسال بود که این خانواده پنج نفره شد و در کنار این دو کودک، دختر ۱۶ ماهه ای که دارای تاخیر تکاملی بوده است، به جمع این خانواده پیوست. “زهرا” می گوید: مصمم هستیم که اگر بتوانیم یک کودک دیگر را هم به فرزندخواندگی بپذیریم. به نظرم تفاوتی ندارد که کودک فرزند خودت باشد یا فرزندخوانده باشد، بطور کلی دیدن فرزند بیمار از نظر روحی خیلی سخت است و ما هم در این راه چالش های زیادی را پشت سر گذاشتیم. اما پیامم به همه خانواده ها؛ چه آنهائی که صاحب فرزند نمی شوند و چه آنهائی که دارای فرزند زیستی هستند این است که در این راه قدم بگذارند. هر راهی سختی و شیرینی خودش را دارد، اما به همه سفارش می کنم که در این راه قدم بردارند و کمک کنند که این خردسالان هم در فضای خانه و خانواده رشد کنند و از لطمه ها و مشکلاتی که بر اثر نداشتن خانواده امکان دارد برای این خردسالان به وجود بیاید، جلوگیری نمایند. خردسالان نیازمند درمان با خردسالان دیگر هیچ تفاوتی ندارند و با پیگیری درمان، این خردسالان هم بهبود می یابند. به نظرم امکان دارد فرزند زیستی هم گرفتار بیماری باشد و این مورد هم چیز خاصی نیست. همه می توانند با پشتیبانی از این خردسالان به زندگی عادی آنها کمک کنند.»
زهرا علاوه بر این نیز به فرهنگ و نگاه مردم به فرزندخواندگی اشاره می کند و در اینباره می گوید: «اگرچه در این حوزه فرهنگ سازی صورت گرفته است، اما آگاهی باید بیشتر از این باشد، برای اینکه مردم هنوز آگاهی ندارند؛ وقتی بحث فرزندخواندگی مطرح می شود، راه های قانونی سخت در ذهن برخی ها می آید. مردم اطلاعاتشان در ارتباط با قوانین فرزندخواندگی بهزیستی محدود است. ازاین رو نقش فرهنگ سازی و افزایش اطلاعات مردم خیلی مهم است.»

منبع:

مدل کودک

تولید, جامعه, خانواده, کودک, مد و فشن

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~

لینک دوستان

مطالب اخیر

دسته‌ها

مدل کودک، جایی که آخرین مدلهای لباس، کیف، کفش و اکسسوری مخصوص کودکان و نوجوانان به شما معرفی می شود. اینجا می توانید شیک ترین انتخاب ها را برای عزیزانتان داشته باشید. به دنبال خاص ترین و به روزترین مدهای کودک هستید؟ مدل کودک، انتخابی بی نقص برای خلق استایلی جذاب و منحصربه فرد برای فرزندانتان است.