تلاطم ارزشها و امنیت فردی پیوند پوشش و سلامت روان در دنیای امروز

تلاطم ارزشها و امنیت فردی پیوند پوشش و سلامت روان در دنیای امروز

تلاطم ارزشها و امنیت فردی پیوند پوشش و سلامت روان در دنیای امروز

یاداشت میهمان _ سجاد اسحاقی مسکونی پژوهشگر مسایل اجتماعی:

امروزه که فضای مجازی و فرهنگهای گذرا، با سرعتی بی سابقه درحال باز تعریف ارزشها و شکل دادن به ذهنیتهای نسل جوان هستند، نقش خانواده ها باید از یک ناظر صرف به یک همراه آگاهانه تغییر یابد. در این بین، بحث پوشش و حجاب، نباید تنها از دریچه تکالیف یا محدودیتهای بیرونی نگریسته شود؛ بلکه باید از نظر سلامت روان، استقلال فردی و امنیت اجتماعی به آن نگاه کرد.

بحران نمایش در عصر دیجیتال

بحران نمایش در عصر دیجیتالما در دورانی زندگی میکنیم که مرز میان بودن و نمایش دادن به شدت کمرنگ شده است. متاسفانه فرهنگهای نوین رسانه ای، تمرکز اصلی را بر جلب توجه، تبرج و نمایش خود گذاشته اند. این تغییر الگوی رفتاری، میتواند منجربه اضطرابهای اجتماعی و از دست رفتن آرامش درونی شود؛ چونکه فرد مدام در تلاش است تا خودرا برای تأیید نگاههای بیرونی بازسازی کند. در این بین، دختران ما بالاتر از هر گروه دیگری در معرض این فشار روانی برای نمایش بجای بودن حقیقت خود قرار دارند.

حجاب به مثابه حصار آرامش

اگر حجاب را نه یک محدودیت، بلکه ابزاری برای حفظ امنیت خاطر دختران و خانواده ها و حریم شخصی بدانیم، معنای آن دگرگون میشود. از نظر روانشناسی اجتماعی، داشتن یک مرز مشخص مانند حجاب به دختر قدرت میدهد تا نوعی استقلال روانی و اعتمادبه نفس در مدیریت نگاهها داشته باشد.
حجاب در واقع یک پیام اجتماعی است: » که من حریم خودرا محترم می شمارم«. این پیام، تنها یک پوشش نیست، بلکه نوعی سپر حفاظتی است که از مواجهه با نگاههای ناخواسته یا رفتارهای نامناسب اجتماعی که میتواند به عزتنفس و سلامت روان صدمه بزند جلوگیری میکند. ما با این رویکرد، در واقع برای فرزندمان یک حصار آرامش ایجاد میکنیم؛ حصاری که به او اجازه میدهد در جامعه حضور داشته باشد، بدون آن که نگران قضاوتهای صدمه زا یا تداخلهای ناخواسته باشد.
واقعیت تلخ اینست وقتی به تجربه های زیسته در جامعه خود مینگریم، شاهد الگوهای تکرار شونده ای هستیم که نشان از آسیبهای ناشی از بیتفاوتی به مرزهای پوششی دارند. در بعضی خانواده هایی که با نگاهی صرفا آزاداندیشانه یا بیتفاوت به اهمیت پوشش برخورد کرده اند، دختران خودرا در بین تلاطم نگاههای ناخواسته و قضاوتهای جنسیتی تنها یافته اند.
تجربه نشان میدهد خیلی از این دختران، بعد از گذشت مدتی، گرفتار نوعی خستگی روانی از مدیریت نگاهها میشوند. آنها که در کودکی آموخته اند پوشششان صرفا یک انتخاب شخصی بدون پیام خاصی است، در بلوغ با این حقیقت روبرو میشوند که جامعه آنها را بوسیله پوشششان قضاوت، شیءانگاری یا نادیده گرفتن شخصیت میکند. این شکاف میان تصور فرد از خود و برداشت جامعه از او، ریشه خیلی از اضطرابهای اجتماعی و کاهش عزتنفس در دختران جامعه ماست.

از نگاه مطالعات جهانی: چالش امنیت روانی در غرب

این مبحث تنها محدود به فرهنگهای شرقی نیست؛ مطالعات و گزارشات روانشناختی در جوامع غربی (مانند اروپا و آمریکا) هم ابعاد متفاوتی از این چالش را بازگو میکنند. در آن جوامع که پوشش به سوی نمایش حداکثری بدن سوق یافته است، تحقیقات نشان میدهد که دختران در معرض پدیده ای به نام فشار زیبایی شناسی مداوم قرار دارند.
در این مطالعات، دخترانی که در محیطهایی با استانداردهای پوشش بسیار باز و متمرکز بر نمایش بدن زندگی میکنند، نرخ بالاتری از خودشیفتگی صدمه زا (نیاز شدید به تأیید بوسیله ظاهر) و اختلالات تصویر بدنی را نشان میدهند. در حقیقت، وقتی مرز پوششی از بین میرود، حریم شخصی جای خودرا به صحنه نمایش میدهد و این امر، امنیت روانی فرد را در مقابل نگاههای تحقیرآمیز یا نگاههای شیءانگارانه، به شدت کاهش میدهد. این یعنی حتی در فرهنگهایی که پوشش را آزادی مطلق میدانند، فقدان یک حصار روانی و پوششی، منجربه نوعی بی حفاظی روانی شده است.

آسیب جدی دیگر؛ فرزند سلاحی برای تلافی نیست

با این حال، در این راه باید به یک صدمه بسیار جدی و ناپوشیده هم توجه کرد. متاسفانه، گاهی مشاهده میکنیم که تعدادی از خانواده ها، فرزندان خودرا به سنگر جنگهای دیگران تبدیل میکنند. در این بین، فرزند نه برمبنای نیازهای روانی و رشد فردی خود، بلکه بعنوان ابزاری برای لجبازی، اعتراض یا تلافی از دیدگاههای مذهبی، سیاسی یا اجتماعی دیگران به کار گرفته میشود.
از منظر روانشناسی، وقتی والدین از پوشش یا رفتار فرزند خود بعنوان ابزاری برای مواجهه با جامعه یا گروه های خاص استفاده میکنند، در واقع مرتکب نوعی صدمه ساختاری به هویت فرزندشان میشوند. این اقدام، نوعی قربانی کردن آرامش فرزند در میدان تقابلهای بزرگتر است. والدین در این حالت، بجای ایجاد حصار آرامش، برای فرزندشان حصار تنش میسازند. این رویکرد، نه تنها اعتماد میان والدین و فرزند را تخریب میکند، بلکه سبب میشود فرزند هویت خودرا نه بر پایه ارزشهای درونی، بلکه بر پایه واکنش به دیگران شکل دهد که نتیجه ای جز سرگشتگی و بحران هویت نخواهد داشت.

همزیستی با آگاهی

هدف نهائی ما بعنوان والدین، داشتن فرزندی است که در عین حضور فعال در جامعه، با اعتمادبه نفس، وقار و در کمال آرامش، هویت خودرا حفظ کند. امنیت در دنیای مدرن، تنها به معنای نبود خطر فیزیکی نیست؛ بلکه امنیت در معنای امنیت روانی و حفظ حریم شخصی است. بیایید با تاکید بر محبت و آگاهی، بجای مواجهه با قالبهای خشک، به فرزندمان بیاموزیم که پوشش درست، قسمتی از احترام به خویشتن و ابزاری برای حفظ وقار روانی آنها در مقابل جریانهای فرهنگی متلاطم است. بزرگترین دارایی ما در این دنیای پر از تنش، آرامش روانی فرزندانمان است.

به طور خلاصه، آنها که در کودکی آموخته اند پوشششان صرفاً یک انتخاب شخصی بدون پیام خاصی است، در بلوغ با این حقیقت روبرو میشوند که جامعه آنها را بوسیله پوشششان قضاوت، شیءانگاری یا نادیده گرفتن شخصیت میکند. والدین در این حالت، به جای ایجاد حصار آرامش، برای فرزندشان حصار تنش میسازند. امنیت در دنیای مدرن، تنها به معنای نبود خطر فیزیکی نیست؛ بلکه امنیت در معنای امنیت روانی و حفظ حریم شخصی است.

منبع:

مدل کودک

تولید, جامعه, خانواده, کودک, مد و فشن

No description. Please update your profile.

LEAVE COMMENT

لینک دوستان

مطالب اخیر

دسته‌ها

مدل کودک، جایی که آخرین مدلهای لباس، کیف، کفش و اکسسوری مخصوص کودکان و نوجوانان به شما معرفی می شود. اینجا می توانید شیک ترین انتخاب ها را برای عزیزانتان داشته باشید. به دنبال خاص ترین و به روزترین مدهای کودک هستید؟ مدل کودک، انتخابی بی نقص برای خلق استایلی جذاب و منحصربه فرد برای فرزندانتان است.